با من اینجا تامل کنید
آخرین پیام اکبر گنجی از بیمارستان که معصومه شفیعی همسر صبور و بزرگوارش که حالا تبدیل به یکی از فعالان جدی حقوق بشر شده است ، از طریق رادیو آزادگان به کلیه حامیان او ابلاغ شده است.
« ضمن تشکر از کلیه دوستانی که برای حمایت از آزادی ، دموکراسی و حقوق بشر طی 50 روز اخیر وقت خود را مصروف کرده اند ، به هیچ وجه راضی نیستم به کسی در داخل یا خارج از کشور صدمه ای به خاطر من وارد شود.
من اگر اعتصاب غذا کردم برای آن بود که دیگران در آسایش و رفاه و آزادی بسر برند ، نه آنکه اعتصاب غذای من باعث صدمه به دیگران شود.
امیدوارم همه صحیح و سالم باشید و فرآیند آزادی را قهرمانانه جلو برید. »
به امید آزادی گنجی بزرگ مرد مبارزِ راه آزادی
پاینده باد آزادی و راهنمایان ما به آن
این سه نقطه سانسور نیست. نمی دونم چی باید به همچین کسی گفت.
شایعه مرگ گنجی بعد از ۵۰ روز اعتصاب غذا.
برای نجات گنجی و سلامتی او دعا کنید.
زنده باد آزادی
پاینده باد پویندگان راه آن
از امروز هر روز باید منتظر بسته شدن صدها سایت دیگر روزنامه دیگر و دهان دیگر باشیم. شاید هم قتل های رسمی دگراندیشان دیگر.
باید آماده بود.
مبارزه در حال شروع شدن است.
باید شروع کنیم به بازسازی و کار سازمان یافته. باید متحد شویم در عین اینکه فردیت خود را حفظ می کنیم. تا کسی را یارای برخورد تند و خشن نباشد. فرهنگ گفت و گو را باید نهادینه کرد و برای این کار مبارزه لازم است.
زنده باد آزادی و پویندگان راه آن
وضعیت جالبی بود بعد از اعلام نتایج انتخابات. کسانی که رای داده بودند احساس می کردند با آنها بازی شده و کسانی که رای نداده بودند وجدان درد گرفته بودند که اگر رای می دادیم اینگونه نمی شد.
همه نادم و پشیمان بودند ! آنها که رای داده بودن می گفتند ای کاش رای نمی دادیم و کسانی که نه می گفتند کاش رای می دادیم. فرق چندانی هم نمی کرد البته.
سیل آرای انتخاباتی که در یک ساعت پایانی رای گیری 10 تا 11 شب به نفع احمدی نژاد در صندوق ها جا داده شده بود کار خودش را کرده بود و راه زنان رای مردم (به تعبیر کروبی) هر قدر رای کم داشتند از صندوق ها به شیوه بنویسیم ... بخوانیم ... به نفع خود مصادره کردند.
حال ما ماندیم و انتخاب بین بدتر و بدترین و سئوالاتی از قبیل اینکه ؛
آیا فرقی می کند که رای بدهیم یا نه ؟! آیا به قول طرفداران احمدی نژاد اینطور نیست که یک یاحسین دیگر مانده تا دولت شهید رجایی ؟! آیا می توان به هاشمی که تا دیروز آن طور علیه اش حرف می زدیم رای دهیم ؟! واقعاً هاشمی 2005 فرقی با هاشمی 10-8 سال پیش دارد ؟! که اگر نه پس چه فرقی است بین او و احمدی نژاد ؟! حتماً قضیه ترور قاسملو دبیر حزب دموکرات کردستان را می دانید. در آن ترور وحشیانه که به قتل قاسملو و یارانش منجر شد هاشمی آمر بود و احمدی نژاد مجری. اگر هاشمی همان هاشمی باشد (احمدی نژادکه اگر همان باشد تازه باید خدا را شکر کرد که نیست و بدتر هم شده است.) که این بازی ، بازی برنده ، برنده برای تروریست های جمهوری اسلامی است. پس رای دادن را چه سود ؟!
همه این آیاها و چراهاست که به قول هدایت روح را مثل خوره آهسته در انزوا می خورد و می تراشد.دوستان شرایط امروز ایران را با فرانسه چند سال قبل مقایسه می کنند که فکر می کنم قیاسی غیرقابل باور می باشد. در فرانسه اگر وضعیتی مشابه امروز ایران پیش آمد رای کسی به اسم کس دیگر خوانده نشد. در فرانسه اگر شرایط اینگونه بود ، کسی از شهروندان 11 بار رای نداده بود و هزاران رای یکی از کاندیداها را برای دیگر نخوانده بودند. حال بماند که مردم فرانسه با فرهنگ دموکراتیک بزرگ می شوند و این را با وجود خود احساس می کنند. حال ما چه کنیم ؟!
دوستان لطف کنید به سئوال من پاسخ دهید :
هاشمی چقدر با احمدی نژاد فرق می کند ؟!!