|
www.elninio-MIMO.net
داستان های عاشقانه.....و جمله های قشنگ عاشقانه "عشق" - ❤ موزیک خارجی ❤
|
[ 2012/2/18 ] [ 5 PM ] [ elninio vs MIMO ]
[ ]
[ 2012/2/18 ] [ 5 PM ] [ elninio vs MIMO ]
[ ]
[ 2012/2/18 ] [ 4 PM ] [ elninio vs MIMO ]
[ ]
عشق موهبتی الهی است که خداوند آن را فقط به تعداد معدودی از انسان ها میدهد,چیزی که تا انتهای خلقت وجود دارد بلند است و جاودانی به راستی که عشق زودتر از نسیمی که بر بوستان میوزد از قلبها عبور میکند و این انسان است که در تب و تاب زندگی باید آن را حفظ کند نمیدانم در کجا خوانده ام که عشق زیباست چون جوانه بهاری,مهربان است چون نسیم,سخاوتمند چون باران و شیرین چون عسل و موهبتی است که در عین دشوار بودن ناممکن نیست...
[ 2011/8/26 ] [ 9 PM ] [ elninio vs MIMO ]
[ ]
نشسته بودم روی نیمکت پارک کلاغ ها رو میشمردم تا بیاد سنگ مینداختم بهشون میپریدند اونورتر مینشستن کمی بعد بر میگشتن جلوم رژه میرفتن ساعت از وقت قرار گذشت و نیومد. نگران و کلافه و عصبیی شدم شاخه گلی که دستم بود سر خم کرده بود داشت پژمرده میشد طاقتم طاق شد از جا بلند شدم و ناراحتیم رو خالی کرم سر کلاغ ها گلم انداختم زمین وزیر پام لهش کردم و گندزدم بهش گل برگاش کنده و پخش و لهیده شد یقه پالتوم را دادم بالا دستام رو کردم تو جیبهاش وراهم رو کشیدم ورفتم نرسیده به در پارک صداش از پشت اومد. صدای تند قدمهاش و صدای تند نفسهاش بازم بر نگشتم تو روش حتی واسه دعوا مرافعه وقهر خارج شدم و خیابون به دو گذشتم هنوز داشت پشت سرم میامد صدای پاشنه های چکمه هاشو میشنیدم میدوید صدام میکرد. آنطرف خیابون ایستادم جلو ماشین هنوز پشتم بش بود کلید انداختم در وباز کنم بشینم وبرم هنوز باز نکرده بودم صدای بووق و ترمز شدیدی و فریاد و ناله ی کوتاهی ریخت تو گوشام تندی بر گشتم دیدمش پخش خیابون شده بود به رو افتاده بود جلو ماشینی که بهش زده بود و رانندش داشت تو سر خودش میزد. سرش خورده بود رو آسفالت پوکیده بود و خون راه کشیده بود میرفت سمت جوی کنار خیابون. ترس خورده و هول دویدم طرفش بالا سرش ایستادم مبهوت وگیج ومنگ هاج و واج نگاش میکردم توی دست چپش بسته کوچیکی بود کادو پیچ محکم چسبیده بودش نگام رفت رو آستین مانتوش که بالا رفته بود ساعتش پیدا بود چهار وپنج دقیقه برگشتم نگاه ساعت خودم کردم چهارو چهل و پنج دقیقه!! گیج و درب و داغون نگای ساعت راننده کردم ساعت چهار و چهل و پنج دقیقه بود.... [ 2011/8/21 ] [ 4 PM ] [ elninio vs MIMO ]
[ ]
شب عروسیه، آخره شبه ،
خیلی سر و صدا هست. میگن عروس
رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل
کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می
شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن.
مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می
شکنه میرند تو. مریم
ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با
خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه
نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده.
بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی
لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه : سلام عزیزم. دارم برات
نامه می نویسم. آخرین نامه ی
زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه. کاش منو تو لباس عروسی می دیدی. مگه
نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟! علی جان دارم میرم. دارم میرم که بدونی
تا آخرش رو حرفام ایستادم. می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم.
دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم. ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم. دارم میرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردی، یادته؟! گفتم یا تو یا مرگ، تو هم گفتی ، یادته؟! علی تو اینجا نیستی، من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟! داماد قلبم تویی، چرا کنارم نمیای؟! کاش بودی می دیدی مریمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه. کاش بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند. علی مریمت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت. حالا که چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره. روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد، یادته؟! روزی که دلامون لرزید، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون، یادته؟! نقشه های آیندمون، یادته؟! علی من یادمه، یادمه چطور بزرگترهامون، همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند. یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش. یادمه روزی که بابام
خوابوند زیر گوشت که دیگه حق
نداری اسمشو بیاری. یادته اون روز چقدر گریه کردم، تو اشکامو پاک کردی و
گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه! می گفتی که من بخندم. علی حالا بیا
ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم. هنوز یادمه روزی که
بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیافته ولی نمی دونست عشق تو
، تو قلب منه نه تو چشمام. روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد
چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول
نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات. دارم به قولم
عمل می کنم. هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ. پامو از این اتاق بزارم
بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم. نمی تونم ببینم بجای دستای گرم
تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه. همین جا تمومش می کنم. واسه
مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام. وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز
خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان! عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم.
دلم برات خیلی تنگ شده. می خوام ببینمت. دستم می لرزه. طرح چشمات پیشه
رومه. دستمو بگیر. منم باهات میام ….
پدر مریم نامه تو دستشه
، کمرش شکست ، بالای سر جنازه ی دختر
قشنگش ایستاده و گریه می کنه. سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و
داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهار چوب در یه قامت آشنا
می بینه. آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو دستشه، چشماش قرمزه، صورتش با
اشک یکی شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی حرفها توش
بود. هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتی که فریاد دردهاشون بود. پدر
علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم اومده بود که بگه پسرش به
قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود. حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق
علی و مریم بسته شده. حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و
اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت! مابقی هر چی
مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که فرصتی واسه جبران پیدا نمی
کنند…
[ 2011/8/20 ] [ 2 PM ] [ elninio vs MIMO ]
[ ]
باشگاه: رئال مادريد Real Madrid تأسيس: 1902 استاديوم: سانتياگو برنابو سايت اختصاصي: www. Realmadrid.com لباس اصلی: پيراهن و شورت ورزشي سفيد رئیس باشگاه: کالدرون سرمربي: فابیو کاپلو باشگاهی با یک قرن افتخار در عرصه ورزش.باشگاهی که در آن نامهای بزرگ جهان فوتبال همچون کارلس- رونالدو – رائول – کاسیلا س – هیرو- ون نیستلروی- زیدان – و........نامشان در تاریخ ورزش جهان می درخشد. این باشگاه بزرگ رئال مادرید است. ورزش زيبا و مهيج فوتبال تاکنون باشگاهي چون رئال مادريد از حيث تعداد قهرماني و افتخار به خود نديده است، شهر قديمي و پر جمعيت مادريد، پايتخت کشور اسپانيا، مهد باشگاههاي بزرگ است.رئال و آتلتيکو دو باشگاه معروف و بزرگ اين شهر زيبا به شمار مي آيند که تا کنون در عرصه رقابت های مختلف بارها و بارها کسب افتخار نمودهاند. باشگاه رئال مادريد سه سال پس از تاسيس، در سال 1905 نخستين قهرماني خويش را با به دست آوردن جام حذفي اسپانيا جشن گرفت. رئال 17 بار جام قهرماني مسابقات حذفي اسپانيا را از آن خود کرده است. سفيد پوشان مادريدي در سال 1923 به اولين جام قهرماني ليگ باشگاههاي کشورشان دست يافتند و از همان سال دوران اوج خود را آغاز نمودند. رئال با هنرنمايي بازيکنان بزرگ خويش در سالهاي 1961 الي 1969 به هشت قهرماني ليگ باشگاهها رسيد. پس از آن هم در طي دهه هاي 70 و80 و90 ميلادي همچنان به عنوان يکي از قدرتهاي اسپانيا به قهرماني هايي نيز دست يافت. رئال تا کنون با 28 عنوان قهرماني در ليگ اسپانيا، يکي از پرطرفدارترين و پر افتخارترین تيمهاي اسپانيايي به شمار مي آيد. اين باشگاه در کلکسيون افتخارات خويش جامهاي متعدد اروپايي را نيز دارد، به طوريکه هنوز باشگاهي از نظر تعداد قهرماني و کسب افتخار به رئال مادريد نرسيده است و از نگاه آمار، پر افتخارترين تيم باشگاهي جهان است. طرفداران فوتبال در سراسر دنیا به مردان رئال لقب "قوهاي سفيد" را داده اند و بسياري از آنان در سراسر جهان، ديدارهاي اين تيم بزرگ را دنبال و پيگيري مي کنند.لقب دیگر مردان رئال که بر خلاف تصور همگان جهانی نیست و فقط در مادرید آنها را به این نام می شناسند کهکشانی ها است. رئال مادريد 5 سال متوالي در سالهاي 1960-1959-1958-1957-1956 به قهرماني جام باشگاههاي اروپا دست يافت. همچنين در سالهاي 1966- 1998-2000-2002 اين جام اروپايي را به کلکسيون جامهاي خويش اضافه نمود و تا امروز حاکم بلا منازع این رقابت ها با 9 بار قهرمانی هستند. "قوهاي سفيد " در سالهاي 1960-1968-2002 جام بين قاره اي را تصاحب کردند. در سال2002، باشگاه رئال يکصدمين سال تاسيس خود را جشن گرفت و درهمين سال به قهرماني سوپر جام باشگاههاي اروپا دست يافت. رئاليها، به جز 9 جام قهرماني باشگاههاي اروپا، در سالهاي 1986و1985 جام يوفا را فتح کردند. باشگاه در طول حيات ورزشي اش،همواره از مربيان بزرگ و نامدار براي هدايت تيم استفاده نموده است. يوپ هاينکس ( آلمان)، جان توشاک(ولز)، فابيوکاپلو( ايتاليا) و... از مربيان طراز اول رئال به شمار مي آيند که هر يک زماني رهبري تيم را بر عهده داشتند. اينک اين سمت مجددا بر عهده کاپلو ایتالیایی مي باشد. خورخه والدانو آرژانتيني که دراوايل دهه 90 ميلادي رهبري فني تيم را بر عهده داشت، هم اکنون مديريت فني باشگاه رئال را برعهده دارد. در سالهاي اخير مديران رئال براي رسيدن به افتخارات بيشتر، به فکر جذب ستاره گان بزرگ جهان افتادند و در اين راه فيگو از بارسلونا، زيدان از يونتوس، کارلوس و رونالدو از اينترميلان را جذب نمودند و با اين تيم رويايي، درپي افتخارات جديد بودند. از رائول و کاسياس وهيرو مي توان به عنوان ستارگان اسپانيايي اين تيم نام برد. رئالی ها در سال در سال 2001 در خریدی تاریخی و نجومی زیدان ستاره فرانسوی را به ازای مبلغ 66 میلیون دلار به خدمت گرفتند تا زیدان گران قیمت ترین بازیکن تاریخ فوتبال لقب گیرد.تیم رئال با وجود زیدان در کنار ستارگان بزرگی چون فیگو-رونالدو- کارلس – رائول – سالگادو و کاسیلاس به عنوان بهترین باشگاه جهان شناخته شد و در فصل 2001-2002 به عنوان قهرمانی باشگاههای اروپا دست یافت.در این فصل از رقابت های لیگ قهرمانان اروپا رئال در مرحله حذفی باید با بایرن پیکار کند.(2006) [ 1900/1/1 ] [ 0 AM ] [ elninio vs MIMO ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |